تبلیغات
دلم در رملهای فکه جا ماند - کد 13

دلم در رملهای فکه جا ماند
 
هی یادش بخیر چه دورانی بود تو فکه بین خادما
یاد روزهای اول بخیر
روز اول که مارو نمیخواستن راه بدن سنمون نمیخورد
بعد شهدا طلبیدند رفتیم خادم شدیم
آره؛ اما خاطره کد 13 
بالاخره ما خادما هم این وسطا غذا میخوردیم گشنه که نبودیم
یادش بخیر چه غذاهایی کباب بره گاو گوسفند آره جای شما خالی
 (اشاره به شتر در خواب بیند پنبه دانه ...)
 یه پلو با یه خورش ساده ولی حال میداد خداییش
آره غذا ها رو میخوردیم حمد خدا میکردیم
یادش بخیر دو تا رفیق بودن که با کلک به هم میگفتن باجناغ یا با جناق بچه اردبیل بودند یه دعای باحال داشتند
الهم الرزقنا پلو 
و ما تحتا چلو 
و ما جنبها سالاد 
و ما جنبها نوشابه 
با اون لهجه باحالشون میگفتن خیلی حال میداد
آره وقتی سفره ها که جمع میشد یکی به آرومی میگفت : کد 13  و به یکباره چند نفر حمله ور میشند به طرف سید سهیل 
چی؟ سید سهیل کیه؟ همون بچه باحالی که مامان بچه ها بود چی یعنی مسئول غذامون بود
بعد از چند وقت فهمیدیم که آره به غذاهایی که اضافه میموند میگفتند (بعدها ما هم میگفتیم) کد 13 
حالا چرا 13؟ ها؟ خوب برا ما هم سوال بود.
یه روز من از محمد حسن همتی پرسیدم  (الان پاسدار شده) آقا چرا 13؟
گفت: عدد 13 برا ما ایرانی ها نحس نیست بلکه خوش یومنه (حالا برو تحقیق) حتی اگر هم بعضی بر این باورند حداقل برا ما تو فکه خوش یومنه اوکی
آره دیگه از اون به بعد اگر میگفتن کد 13 از هزار سوراخ هزار نفر میرفتند
اما چطوری این کد 13 جور میشد؟
بله دیگه جز راز ها بود اما امروز فاش میشه
آمار خادما مثلا 100 نفر بود برادرای گل ما 120 تا میگرفتن مثلا 
چند تایی هم در روز از خادما کم میشدند 
و چند تایی هم که میشناسمشون نمیخوردند تا بعضی از بچه های پرکار سیر بشند 
در هر صورت خدا به همه کسایی که میرفتند و همه کسایی که نمیخوردند و همه کسایی که آمار اضافه میدادند خیر بده
اینم چند تا عکس باحال و خوشمزه:

phoca_thumb_l_img_0 (43).jpg

محمد حسن همتی

روح الله و سید سهیل

img_2031.jpg

سید محمد صادق
آپلود عکس


و بالاخره کد 13 مقدس





طبقه بندی: فـــــــــکه، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 14 مهر 1392 توسط یه سرباز گمنام
تمامی حقوق مطالب برای دلم در رملهای فکه جا ماند محفوظ می باشد