تبلیغات
دلم در رملهای فکه جا ماند - ما کجاییم و آنان کجا...

دلم در رملهای فکه جا ماند
 
بدجوری زخمی شده بود، رفتم بالای سرش، گفتم: زنده ای؟ با ناله گفت: هنوز نه، خشکم زد.
بعد سالها تازه فهمیدم چقدر دنیامون با هم فرق داشت. اون زنده بودن رو تو شهادت میدید و من...





طبقه بندی: شـــهداء، 
برچسب ها: شهادت،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 7 شهریور 1392 توسط سیدمحمدصادق ابراهیمی پور
تمامی حقوق مطالب برای دلم در رملهای فکه جا ماند محفوظ می باشد